
در مذهب عاشقان قرار دگر است وین باده ناب را خمار دگر است
هرعلم که درمدرسه حاصل گردد کار دگر است و عشق کار دگر است
دربستربی رحمی و خون زاده شد ماز اول عمر با جنون زاده شدم
خاکستریم, دست خود نیست عزیز ققنوسم از آتش درون زاده شدم
دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند در فراقش ای دل من بینوایی میکند
اوبرفت وپشت پازدبردل و دنیای مکار دل را بین که بهرش بیقراری میکند
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
,
|
امتیاز مطلب : 34
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11